در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا میبوسند طناب دار تورا میبافند مردمی که صادقانه درووغ میگویند و خالصانه به تو خیانت میکنند در این شهر هرچه تنهاتر باشی پیروزی......
تا حالا از خودتون پرسیدن چرا باید اینجور باشه؟ مردم همین شهر من هستم ، تو هستی . ما هستیم که با الکی دوستت دارم هامون باعث این بی اعتمادی شدیم دیگه هیشکی تحمل دوباره شکست رو نداره همه خسته شدن دیگه . بیان با ارزش گداشتن به کلمه دوست داشتن حس خوب محبت ، اعتماد ، عشق رو به هم برگردونیم نه همدیگه رو خر فرض کنیم . برا من کلمه دوست داشتن خیلی ارزش داره همیشه سعی کردم ارزشش رو نگه دارم ولی بعضا بعضی چیزا میبینم که متنفر میکنه منو از هر چی عشق و دوست داشتنه . واقعا زندگی حوسه فقط ؟ پوله فقط ؟ چرا ما باید بتونیم احساس یکی رو خیلی راحت له کنیم ته دلمون بخندیم بهش چقدر حقیرند مردمانی که نه جرأت دوست داشتن دارند
، نه لیاقت دوست داشته
شدن ، و نه ارادهی دوست نداشتن
، و نه متانت دوست داشته
نشدن با این حال
مدام شعر عاشقانه میخوانند! به هر دری زدم اما باز نشد برای ثابت کردن عشقم تلاش
کردم ولی بازم نشد به هر دری زدم بهت بفهمونم
میخوامت اما باز نشد هر چی تلاش کردم با چشمام
بهت بگم دوست دارم اما نشد دلم میخواست حس توام مثل من
شه دلم میخواست عشقمو باور
میکردی نمیخواستم آخر این قصه غم شه دلم میخواست همش کنار تو
باشم بگم تو جونمی ولی حیف باز نشد میخواستم تو قلبت خونه بسازم
اما در قلبت به روم باز نشد دلم میخواست شریک شادی هم
باشیم نه اینکه باعث غم و غصه هم باشیم دلم میخواست دو تایی باهم
بمونیم دلم میخواست همیشه یار من
باشی دلم میخواست تو رویای تو
بمونم تو گرمای عشقت آواز بخونم دلم میخواست حرفای نگفتتو
وقتی نگام میکردی از تو چشمات بخونم
بیـــهوده ورق می خورنــــــــد
تقویـــــــــم هــــای ِ جهــــــــــان ؛ روزهــــای ِ من ، همه یک روزند
... شنبــــه هایی که فقـــط پیشوندشــــــان عوض
می شـــــود ..........
دارم
به جای نقطه چین هر چه می خواهی بگذار ..
درد، بغض، نیاز٬ وقتی عاشق کسی هستیم احساس می کنیم که اون آدم تنها
کسیه که میتونه ما رو شاد و خوشبخت کنه. چیزی که نمی تونیم درک کنیم اینه که هیچوقت
نمی تونیم با کسی که دوستمون نداره خوشبخت شیم +تمامــــ ِ خوشبختـــی ام
را در دستانــــــ ِ عاشــقــَتـــ
میگذارَمـــ... همهــ دنیایـــَمــ را
میبینَــمــ در چشمآنـــ ِ قهوه ای
رنگـــَتــ... و چهـ ساده چشــمانـــ ِ
سیآهـــَمــ رنگـــ میبازَند در مقابلـــــ ِ پاکیـــ ِ
نگاهـــَتــ... دلــَمــ میخواهــَد
چنانـــ عاشــقانه نگاهــَت کنــَمـــ تا همهــ ی دنیـــآ ماتـــ
ِ نگاهــ ِ ما شوَدــ..! دلـــــَمــ میخواهــَد
دستانــَت را خالصانــهــ
بـــِبویــَــمــ.... و بایـــســتَد زمـ ـآن در
لحظــهـ ای که گــُمــ میشوَمــ در عطر ِمستــ کنندهــ ی
قداستـــ ِ تو.... تو لایقــــــ ِ این
مــُحــَبــَتیـــــ.....! نــگاهِ پُر از ــخواهِش تــُو نفس
هآے بے امآنِ ــمَن شآید زندگے ـهَمین
بآشد! شاید هنوز در قلبت جایی هرچند کوچک داشته باشم شاید هنوز قلبم برای تو میتپد اما قبول کن میان ما جز فاصله چیزی باقی نمانده اگر عشقی بوده فقط بوده اگر هنوز عشقی هست بگو نترس تو فقط بگو من مثل همیشه سکوت میکنم
ﺯﻧﺪگے ﺑـﮧ ﻣﻦ ﺁﻣﻮﺧت ڪﮧ ﻓﻘﻂ ﯾـڪ قلب ﺑﺮﺍے ﻣﻦ مے ﺗﭙﺪ ﻭ ﺁن قلب ﺧﻮﺩمـ ﺍﺳﺖ
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه هارو نداری چه بخردانه سکوت می کنند لب هایت آنجا که می دانی دلم حریف چشم هایت نمی شود.. دلـــــم بـــــه بـــــهـــــانه هـــــمیـــــشـــــگے گـــــریستـــــ... می بوسمت نفس نفس ، سینه به سینه ، دم به دم از دل صبح تا قلب شب ، می بوسمت قدم قدم تو سینه ، تا دل می زنه ، با هر تپش می بوسمت این اول راه منه ، تا آخرش می بوسمت می بوسمت هوا هوا ، دره به دره ، گل به گل تو باد و بارون و تگرگ ، می گیرم و می بوسمت اونم اگه تموم بشه ، می میرم و می بوسمتمی بوسمت عزیزم ، می بوسمت عزیزم می بوسمت عزیزم ، می بوسمت عزیزم زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو . زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو. زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تو. آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد. دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پایان نرسد. زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو ... میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش میگذری از من و میری اما باز من برمیگردم میدونم واست سواله كه چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم وقتی نیستی هم یه جور با خیالت راضی میشم میدونی واسه چی از تو بد میبینم و میخندم یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم تو چته؟؟؟ گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری یه دوستی که وایسته رو به روت ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره که اون بهش کشیده زده که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. » که سرت فریاد بکشه ..که تو یه هو بلرزی که بری بغلش٬ که بغلت کنه همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات که سرت رو فشار بده توی گودی شونش که تو چشمات رو ببندی روی شونهش گریه کنی٬ بلرزی٬و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. » بـــــازم بــــوی بــــ ـــارونـــــ ــو جدایــــ ـــی به یــــاد روزای اشنایی یادتـــــــــــه دستــــــامون به هــــــــــم گره خورده بود........ تو میخنـــدیدی یه حســی بهم میـــــ ـــگفت خنــــدت مونــــدگار نیـــ ـست بارون بود و من و تو هزار خیـــــال که تو ســـرم برسه میزد... دستام مــــیلرزید و تو محکم فشـــارش میدادی و میــــگفتی اخـی سردته؟ اما من از ســــرما نمیلرزیدم از اینــــکه تو مال من نبودی میلرزیدم........ وتو بیـــــــــخیـــــــــال مـــــــن و مــــن بر از درد......... بازم بارونه و دستای من خالی از دستای تو ........ بازم قطره های بارون با اشکام همدردی میکنن....... دلم شکسته تر از اونیه که بشکونیش........ ................ عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد . عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است. فریدون مشیری من، امیدی را در خود باور ساخته ام
وقتی تو میخندی وقتی نفس میکشی وقتی راه میروی بر تنپوشه خاطرم آه... من عاشق میشوم فارغ از هرچه هست و نیست در ثانیه های بودنت و در هوای نفسهایت غرق میشوم .... هیچ میدانی که من در قلب خویش نقشی از عشق تو پنهان داشتم هیچ میدانی کز این عشق نهان آتشی سوزنده بر جان داشتم مثل من تنها بودی مثل من همسفر غمها بودی مثل من در انتظار یاری با وفا بودی در آرزوی داشتن عشقی بی ریا بودی حالا دیگر من تنها نیستم و تو همان یار باوفای منی تو نیز دیگر تنها نیستی و تمام هستی منی حس خوبه با تو بودن دیگه با من آشنا نیست . شعر خوبه از تو گفتن دیگه سوغاتی من نیست. من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم. واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم. توی رود خونه ی قلبت قایق من رفتنی بود . من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود . چیز تازه ای ندارم که به پای تو بریزم. منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم... در چشمانت خیره شوم و بگویم دوستت دارم. منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم از عشق تو از داشتن تو اشک شوق ریزم. منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ی از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم آری من تو را دوست دارم قانون عشق یادمون باشه که هیچ کس رو امیدوار نکنیم بعد یک دفعه رهاش کنیم چون خرد میشه ، میشکنه . آهسته میمیره. یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره. یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم. یادمون باشه هیچ وقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیشو ازش میگیریم . عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!! تو این دنیا هرکسی یه نیمه ی گمشده داره که فقط لایق همونه .. پس سعی نکن در ساختن پازل زندگیت تقلب کنی. نداشته باشی و از کسی که تو رو دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت کسی مثل اون تو رو دوست نداشته باشه ... روی ماسه های ساحل عکس یه قلب کشید . . . یه قلب که هزار تیکه شده بود . . . هزار تیکه بهم چسبیده . . . نفس عمیقی کشید، راه افتاد و رفت . . . موجها روی قلب رو با ماسه پوشوندند . . دیگه قلبی نبود . . . موج قلب رو با خودش به عمق دریا برده بود تحمل کردن زیبا ست اگر قرار باشد روزی به تو برسم انتظار آسان است اگر قرار باشد دو باره تو را ببینم زندگی شیرین است اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم مشکلات حل می شود اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم و لبخند ها دوباره به اشک تبدیل می شود فقط اگر ببینم خیال رفتن داری هی بازیگر! گریه نکن! ماهمه مون مثل همیم
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس تنها برای یک نگاه، حتی برای یک نفس تا کی سکوتو رج زدن نقش نمایش منه؟ هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پیله خواب (( استاد سیاوش قمیشی)) تنهایم... آنقدر تنها که تنهایی برایم سر،خم می نماید آنقدر کسی را ندارم که بی کسان برایم به سجده در می آیند تنهای تنهایم ولی با امید زنده ام با امید است كه نور در قلبم زنده است با امید است كه زندگی درون رگ هایم به جریان پرداخته است زندگی را دوست دارم با دوستانم دوستانم را دوست دارم.زیرا به من راه و رسم زندگی را می آموزند با دوستانم هستم ولی باز هم تنهایم تنهایی را با آن ها دوست دارم من زندگی را با همنوعانم زیبا می بینم من تنها نیستم من خدا را صدا می زنم پس خود او یك دوست برای من است خدای من كه اشك هایم را در مواقع تنهایی به شادی تبدیل می كند من زنده ام و تنها تنها نه بلكه با خدا همه ی خوبی ها را دارم من همه كسان را دارم همه ی زیبایی ها را میبینم و احساس می كنم ته مانده ی فریاد من بغض غیورم / بی تاب بی تابم ولی سنگ صبورم من از بهشت آرزو ها یادگاری / سیبی برایم مانده پاداش غرورم حوا منم جرمی نكرده روی دوشم / زندانی شبهای سخت سوت كورم سیبی نخورده در گلویم زخم بسته / در عمق دریایی عمیق و بی عبورم حوا منم تنهای تنها آدمی نیست / با غربت درد جدایی جور جورم اما پذیرفتم كه جرمم عاشقی را / با این همه درد شكستن ها جسورم تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام در بیهودگی انتظار پیوستن به تو، چه بی صبرانه مانده ام چه خوانا دوریت را بر سردر خانه نوشته اند و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام چه بسیار است دورویی ها،فراموش کردن ها و گسستن ها و من در این،هم،همه چه صادقانه مانده ام رفیقان همه با نارفیقی خود رفتند و رفیقند من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام خاستگاه من کجاست که من آنجا قنودن خواهم و من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام و من تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... قلبم محکوم شد به ساده بودن... غرورم محکوم شد به خونسرد بودن... احساسم محکوم شد به کم حرف بودن... دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن... چشمانم محکوم شد به مهربان بودن... دستهایم محکوم شد به سرد بودن... پاهایم محکوم شد به تنها رفتن... ارزوهایم محکوم شد به محال بودن... وجودم محکوم شد به تنها بودن... و عشقم محکوم شد به مردن... به عشق گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم...منو تنها گذاشت و رفت!! به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم...منو تنها گذاشت و رفت!! به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم...اونم منو تنها گذاشت و رفت!! ولی وقتی به تنهایی گفتم: تا تو رو دارم تنها نیستم...موندو همدم و مونسم شد!! وقتی دستام خالی باشه / وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم / که بدونم لایق تو دلمو از مال دنیا / به تو هدیه داده بودم با تمام بی پناهی / به تو تکیه داده بودم همه رو به جون خریدم / ولی از تو نبریدم هر جا بودم با تو بودم / هر جا رفتم تو رو دیدم تو سبک شدن تو رویا / همه جا به تو رسیدم اگه احساسمو کشتی / اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت / به غریبه سر سپردی بدون اینو که دل من / شده جادو به طلسمت یکی هست اینور دنیا / که به یادش مونده اسمت امروزمیخواهم ازنهایتها برایت بگویم
از نهایت دلتنگی ازنهایت تنهایی ازنهایت سکوت و ازنهایت دیوانگی اغوشت را نه نمیخواهم تنهاگوشت را میخواهم! میخواهم سکوتم را بشنوی! چراکه بهترین مترجم کسی است که سکوت را ترجمه میکند چشمانت را میخواهم میخواهم ببینی روزهای تنهاییم را که برایش اتظار میکشیدی میبینی خارشدنم را؟ میبینی خردشدن غروری راکه اوازه اش گوش فلک را کرده بود؟ ببین خوب ببین و لذت ببر خوب تر ببین تا زخمهای کهنه ات التیام پیدا کند ببین خوب ببین روزگاری پر از احساس دوست داشتن بودم..
اما امروز... باور کن هوای دلم خیلی سرد است. █ ㋡█ لحظه ای سنگ صـبور دل غمگینم باش █㋡█ میگن وقتی دلت شکسته نیاز به یه همدرد داری پناه ببر به دوستت.آخه کدوم دوست؟؟!..همیشه سنگ صبورم بود...حالاچی؟.. .....آخه دردمو به کی بگم ..... زندگی واسه ما مثل دفتره. اونو خوش خط می نویسیم و دوست داریم به آخرش برسیم، وسطاش خسته میشیم و از خط خارح میشیم و کج و معوج مینویسیم، خط می زنیم و هی برگه حروم می کنیم و چون به آخر می رسیم .جا کم میاریم و حسرت میخوریم که چرا برگه ها رو حروم کردیم چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی و وقتی دیدیش جز سلام نتونی بگی چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی روی قلبت گذاشت زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز دوسش داری ! چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی که نفهمه هنوزم دوسش داری! چقدر سخته که فقط یکی رو داشته باشی و بعد بفهمی که کسی رو نداری چقدر سخته خیره بشی به عکسش و با نگاه به چشمانش دوباره گریه امونت نده چقدر سخته که عاشق کسی باشی که عاشق یکی دیگست چقدر سخته که وقتی عاشق هستی او حتی دوستت هم نداشته باشه خیلی سخته غرورت رو به خاطره یه نفر بشکنی بعد بفهمی که دوستت نداره خیلی سخته که بغض داشته باشی واما نخواهی کسی بفهمه چقدر سخته که تنها باشی یا تنها رها بشی تا حالا شده قد یه دنیا دلت بگیره قد تموم اسمونا بغض کرده باشی و نتونی گریه کنی تا حالا شده کل زندگیت الکی بخندی تا کسی غمای تو دلتو نفهمه شده بخوای با یکی حرف بزنی و دردودل کنی ولی کسی نباشه که سنگ صبورت شه تا حالا شده بخوای از ته دل فریاد بزنی و خودتو خالی کنی ولی نتونی تا حالا شده تا صبح بیدار بمونی و یه ریز گریه کنی شده اینقد سرنماز گریه کنی و دعا کنی که حس کنی خداهم دیگه ازت خسته شده تا حالا شده ...?? من الان اینجور شدم از همه چیز همه کس بدم میاد دیگه خسته شدم خسته شدم دیگه دلم گرفته از آدمایی که میگن: دوستت دارم اما معنی اونو نمی دونن، از آدمایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن از اونایی که زیر بارون برات می میرن وقتی آفتاب میشه همه چیزو فراموش می کنن.... خوشبختی به دست آوردن کسی نیست که دوستش داریم . خوشبختی دوست داشتن کسی است که به دست آورده ایم دیشب از غم عشق گریستم و خواستم عشقتو با اشکام از وجودم پاک کنم ,سیل اشک منو با خودش برد ولی تو همچنان همانجا که بودی هستی در قلب من... زیباست وقتی قلبی داری که صا حبش خودت هستی اما زیبا تر آن است که دوستی داری که قلبش تو هستی همه میگن برا رسیدن به عشق باید از تموم دنیا گذشت ، ولی تو که دنیای منی چه طوری ازت بگذرم ... چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن. چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن. چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن. عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم. عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم.
همیشه بودن کسایی که بهم ...بگن عشق یعنی زندگی،
میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی ...
ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه ،
بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتیش میکشن ،
بهم نگفتن اگه تموم روز ببینیش بازم دلتنگش میشی ،
بهم نگفتن ممکنه یه روز بذاره بره ،
بهم نگفتن ...
نگفتن که تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره ،
نگفتن تو دیوونش میشی ولی اون بی خیالت میشه . . .!!!![]()

دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد
دلم آواز می خواهد
... دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد
دلم بی رنگ و بی روح است
دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد![]()



![]()

![]()
![]()

![]()



![]()









![]()
![]()

![]()
![]()

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله:چیزی شده؟؟؟!
اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی:
نه هیچی...!![]()









![]()

√بـــــگـــــذار بـــــگـــــریـــــد وبـــــدانـــــد
√هـــــر آنـــــچه خـــــواســـــت همـــــیشه نـــــیـــــستـــــ...!!!
![]()
می بوسمت تو بارون ها ، دریا به دریا ، پل به پل
![]()
![]()
![]()
![]()
عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام
عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام
نقش تو ، زیباییه ، یک شب آفتابیه
تو رو نفس کشیدن ، انکار بی تابیه
مثل خورشید در برم ، تنم رو شعله ور کن
رویای هر شبم رو ، با یک بوسه معتبر کن
عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام
عشق تو ، توی وجودم ، عشق تو ، گرمی شب هام
مثل یک راز نگفته ، شعله می کشه رو لب هام 

![]()

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش
میدونم كه خنده داره واسه تو گریه ی دردم
میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات چه جوری بازم صبورم
میدونی چرا همیشه من بدهكار تو میشم
تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو میبندم
چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی توی رگهام
میمیرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام
میدونم یه روز می فهمی روزی كه دنیا رو گشتی
من چه جوری تو را خواستم تو چه جور ازم گذشتی ![]()

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد
بهر بهبود ولی فکر دوایی نکنیم
جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم
شکوه از غیر خطا هست،خطایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
و به هنگام نیایش سر سجاده ی عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست
یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

که توی چشمات نگات کنه ومحکم بزنه توگوشت که تو صورتت خم شه
ببینی که دوستته.![]()

![]()


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
تار و پودرش را، با عشق تو پرداخته ام
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز، از "بود" به "هست"
باز، از خاموشی تا فریاد ! ![]()




![]()

اگه غمگینه اون از غصه تــــــوست
یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ میـومد از آسـمون
بردمت تــو گلخونه که نریزه روی سرت
تا یه وقت خیس نشه بشکنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ , نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه تــــــوست
اگه غمگینه اون از غصه تــــــوست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تــــو فراموش میشدی
آره پـروانـه شـدم کـه پرام سوخته شده
که آتیش دل تــو به دلــم دوخته شده
که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم
دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگاهت
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برایت
انقده میگم تا خسته شم , با عشق تو شکسته شم

![]()













چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی رو
درک کرده باشه ..سرت رو روی شانه های کسی
بگذار که صدای تپش های قلب تو رو بشناسه ..
ارامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن کهکه بی ریا ترین باشه
لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه 
رویایت را با چهره کسی تصور کن زیبایی را احساس کرده باشه
چشم به راه کسی باش که انتظارت رو کشیده باشه
و عاشق کسی باش که تک تک سلول های بدنش تقدس
عشق تو رو درک کند..




![]()















![]()


صبحا که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس
نقش یک دریچه رُ رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()


همیشه به این فکر می کنمو این سوال تو ذهنم رژه میره...اونا بویی از انسانیت بردن؟؟
![]()
......حسرت
![]()

![]()

![]()







![]()



![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










